۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

استقبال از بی خردان توسط نخبگان

دیروز و امروز شاهد دو صحنه از اعتراضات دانشجویی بودیم که نشانگر بیداری و آماده بودن این قشر مهم و تاثیر گذار در سطح جامعه است.


ظهور اعتراضات دانشجویی و ایستادگی نخبگان جامعه در برابر بی خردی و افسار گسیختگی قدرت های داخلی و خارجی مسئله سابقه داری در حوادث گوناگون تاریخی بوده است . از انقلاب فرانسه گرفته تا حرکت های روشنکرانه در برابر سلطه تفکر افراطی کلیسا و از ظهور جنبش های دانشجویی برای مبارزه بر علیه دیکتاتورهای بزرگ تاریخ تا تقابلو مخالفت با سیاست های غلط رواج پیدا کرده در بین ارکان حکومت ، همواره این قشر شاید در اقلیت ولی بسیار تاثیر گذار نقش بزرگ و خطیری را ایفا می کرده اند .

دانشگاه که همواره استقلال منحصر به فردی در برابر قدرت ها داشته ، محل تجلی پیشرفت ٬ ترقی و تحول یک جامعه بشری محسوب می شود . اگر در مسائل و تحولات مهم تاریخ دقیق شویم تا بخش نخبه ، تعالی و انسجام خود را به دست نیاورد و نتوانست وظیفه انتقال آگاهی و بیداری به دیگر سطوح و اقشار جامعه درست ایفا کند هرگز یک جنبش پویا و مبتنی بر فکر انجام نگرفته است . در زمان قبل از انقلاب ۵۷ آنچه دانشگاه را از دیگر صفوف انقلابیون متمایز می ساخت ، حرکت با فکر و در پی دستیابی به آرمان های عقلانی و نه سطحی بلکه عمقی و اصولی بود .

شاید یکی از نمادهای این حرکت انقلابی نخبگان در آن زمان را بتوان دکتر شریعتی نامید . کسی که به قولی قطار رو به واژگونی صفوف جوانان را در مسیر اصلی قرار داد تا به حرکت پویای خویش حول اصول شریعت در کنار منطق و عقلانیت ادامه دهد . دکتر شریعتی چهره ایست منحصر به فرد و چه بسا بی نظیر در قرن اخیر که قرن ظهور دغدغه ها و آرمان دینی است. پیوند علم روز و نظریه های اجتماعی که در جوامع علمی مورد بحث و نقد هستند با شریعت و مذهب مسئله ای بوده که شاید مدتی بود کمتر کسی به آن توجه می کرد . اکثرا این دو مقوله را ، از هم جدا می پنداشتند و چه بسا برخی دانشمندان آنقدر در برابر دین موضع سختگیرانه ای می گرفتند که خود را در مقابل آن و بر علیه مکاتب الهی قرار می دادند . از طرف دیگر برخی از موضع شریعت نظام فکری را معصیت بار و در جهت انحرافات اخلاقی و رویه ای ناپسند می نامیدند . مسئله ای که حتی در دین اسلام تا مدتی پیش رواج داشت و به راستی شخصیتی را می طلبید که دغدغه های دینی را با تحلیل کاملا علمی و مبتنی بر نیاز ها و عطش جامعه و نخبگانش تفسیر و تحلیل کند .

حال شخصیتی مثل دکتر شریعتی که علاوه بر تحصیل و کسب مدارج عالیه دانشگاهی ، از اطلاعات و فهم بالایی در علوم مذهبی و خصوصا تاریخچه اسلام و بزرگان شریعت برخوردار بود . کسی که توانست با آشتی دو مقوله به ظاهر از هم جدای شریعت و عقلانیت و برداشتن شکاف بزرگ میان قشر دانشگاهی و مذهبی سنتی چهره نابی از اسلام علوی را به نمایش بگذارد . البته آنچه تحمل این اندیشمند را در میان عده ای سخت می کرد انتقاد صریح و محکم از آنچه تا آن زمان نام اسلام بر آن نهاده بودند و به تعبیر خودش پوستین وارونه ای از آن بود . در سخنرانی با نام شریعت صفوی و شریعت علوی تفاوت دین به عنوان بازیچه ای در دستان حکومت و قدرت و به شکل مشروعیتی بر بی عدالتی ها و ظلم ها و جهالت ها با دین به عنوان سدی در برابر تمام قدرت ها ، منیت ها ، تقدس گرایی ها و ظلم ها و بی عدالتی ها نشان داد . آنچه اسلام ناب علوی آرمان و حقیقت واقعی اش بود و اسلام ناب صفوی تصویری مضحانه از او را بر سر در کاخ ها و مساجد و حوزه ها حک کرده بود .

او هم چون برخی خود را عاشق علی و حسین و دیگر بزرگان و امامان شیعه می دانست ولی هرگز این عشق را مانع تفکر ندانسته بلکه آگاهی و شناخت عمیق نسبت به روح والایشان را دلیل عشق واقعی خود نام می برد . حتی دوست داشتن را از عشق برتر می دانست چون دوست داشتن خلق را در محور تعالی شان و گام برداشتن و جنبش در مسیری که موجب رسیدن به مقصدی که در آن همه انسانها از کمال برخوردار باشتند می دانست . برای همین دوست می داشت هر موجودی اعم از دشمن و دوست و اعم از عالم و جاهل و فقیر وغنی را . به نظرم رمز موفقیت و اثر گذاری فوق العاده سخنانش همین اصل به ظاهر کوچک و در باطن عمیق و دشوار ولی امکان پذیر بود .

در زمان کنونی با اینکه شخصیتی به مانند دکتر شریعتی کمتر می توان یافت ولی اشخاصی را که تفکری نزدیکتر با ایشان و در راستای آن اصول و لااقل بر خلاف و در تعارض با آن روش و منش نیستند را می توان از دیگران متمایز کرد . از این رو قشر نخبه بر همین مبنا و به عنوان گروهی مستقل از گرایش فکری و فارغ از هرنوع وابستگی دینی و دنیایی به عنوان جلوداران مبارزه با هرگونه فقر فرهنگی ، علمی و اقتصادی همراه با عشق به آرمان و ایمان حرکت کرده و می کند . آنچه شاید بزرگترین دغدغه و مانع قدرت ها در برابر شهوت رانی و خودکامگی بوده و خواهد بود .

به امید آنکه تمام شریعتی های زمانه در کنار عالمان و دینداران ، عامل ایجاد وحدت و جلوگیری از انحرافاتی که ذلیل اصلی شکست و از هم گسستگی است ، پایدار بمانند.

هیچ نظری موجود نیست: