خیلی دوست ندارم سر اینکه نام حرکت جنبش را اصلاحات بگذرایم و یا انقلاب بحث کنم که می توان با دیدگاه های مختلف این حرکت را بررسی کرد و شباهت هایش را با انقلاب 57 و یا ملی شدن نفت بیان کرد . اما نکته ای که می باید همه ما به آن توجه کرده و سعی در اشاعه آن کنیم این است که همانگونه که به دیگران توصیه می کنیم از تاریخ درس بگیرند ما نیز سعی در بازنگری تاریخ داشته باشیم . به همین منظور باید چند سوال از خود بپرسیم:
1-انقلاب سال 57 چگونه شکل گرفت ؟ می توانیم مسائل مختلفی را نام ببریم مثلا شکاف طبقاتی ، خفقان و جو بسته جامعه ولی یکی از مهمترین دلایل شکل گیری آن حرکت دغدغه های دینی بود که دین یک جز لاینفک جامعه است . در آن موقع مسائل و دغدغه های مختلف عامل وحدت و یکپارچگی مردم بر علیه حکومت شد . حال اگر در جامعه امروز حضور داشته باشیم سه طیف را می بینیم : 1- مذهبی متعصب 2- مذهبی روشنفکر 3- روشنفکر ضد دین .
حال اگر حرکت های انقلابی و ساختار شکنانه در جامعه رخ دهد چه اتفاقی می افتد جز اینکه طیف های مختلف به جان هم می افتند و جنگ درون جامعه رخ می دهد . آیا این اتفاق ثمر بخش و به سود جامعه می شود .
علاوه بر این افتخار جنبش سبز و حامیان آن این است که مخالف هر گونه خشونت و رفتار های متعصبانه هستند حال اگر ما هم رفتاری به مانند مخالفانمان داشته باشیم دیگر چگونه می توانیم خود را داعیه دار صلح و منطق بدانیم؟
2- انقلاب چه عواقبی دارد؟ هزینه و انرژی زیاد ، امکان منجر شدن به یک شکل دیگری از دیکتاتوری ، عقب ماندگی بیشتر کشور و...
۳- آیا می توانیم دستاورد های گذشته را نادیده بگیریم ؟ در این چند سال دستاورد ها و تجارب زیادی در شیوه های سیاست گذاری و قانون گذاری و حکومت داری بدست آورده ایم و نادیده گرفتن این تجارب و دستاورد ها موجبات صرف هزینه های بیشتر جهت به دست آوردن تجارب جدید خواهد بود که خود عامل عقب ماندگی بیشتر است.
۳- وظیفه ما چیست ؟ ممکن است حکومت به سرکوب بیش از حد ادامه دهد و راه هر گونه اعتراض را ببندد و سعی در ایجاد شرایطی کند تا معترضان به حرکت های ساختارشکنانه دست بزنند تا راه را برای سرکوب کردن آنها هموار کند ولی آیا ما می توانیم کاری بکنیم ؟
آری با حرکتی بر پایه عقل و درایت . الف - باید از هر گونه شعار افراطی پرهیز کرده و هم چنان بر خواسته های اولیه و حداقلی خود تاکید داشته باشیم و مبنای شعار ها را بی کفایتی دولت و تخلفات و تقلبات انجام شده در انتخابات و سایر بخش ها قرار دهیم . بنابراین تاکید بیشتر من تامل و تعمق بیشتر بر روی شعار ها و پرهیز از هر گونه احساسات بیجا .
ب- سعی در جلوگیری از مداخله و تقابل به مثل با نیزو های سرکوبگر داشته و در مورد هر گونه حرکت خشونت زا که باعث آسیب زدن به جان و مال دیگران می شود به یکدیگر تذکر داده و از کسانی که به این حرکات دست می زنند تبری جوییم .
ج- علاوه بر این می بایست اطلاع رسانی عمومی در مورد مسائل مختلف داشته باشیم تا سطح فکری و فرهنگی جامعه را ارتقا داده و باعث ساماندهی و انسجام بیشتر حرکت اعتراضی جامعه شویم . می بایست یک راه و برنامه مشخص برای خود در نظر داشته باشیم و از همان اول سعی در رسیدن به هدف های بزرگ و نامعقول نداشته باشیم ، بر احساسات خود غلبه کنیم و سعی در افزایش ظرفیت خود داشته و در برابر سختی ها و فشار ها صبور باشیم .
باز هم تاکید می کنم غلبه بر احساسات و حرکت بر مبنای عقل و با تکیه بر تجارت گذشته نتیجه بخش خواهد بود و نه تهییج خود و دیگران و سعی در ایجاد حرکتی مبهم و بی هدف و نامعقول بر مبنای احساسات و گمانه زنی ها .
1-انقلاب سال 57 چگونه شکل گرفت ؟ می توانیم مسائل مختلفی را نام ببریم مثلا شکاف طبقاتی ، خفقان و جو بسته جامعه ولی یکی از مهمترین دلایل شکل گیری آن حرکت دغدغه های دینی بود که دین یک جز لاینفک جامعه است . در آن موقع مسائل و دغدغه های مختلف عامل وحدت و یکپارچگی مردم بر علیه حکومت شد . حال اگر در جامعه امروز حضور داشته باشیم سه طیف را می بینیم : 1- مذهبی متعصب 2- مذهبی روشنفکر 3- روشنفکر ضد دین .
حال اگر حرکت های انقلابی و ساختار شکنانه در جامعه رخ دهد چه اتفاقی می افتد جز اینکه طیف های مختلف به جان هم می افتند و جنگ درون جامعه رخ می دهد . آیا این اتفاق ثمر بخش و به سود جامعه می شود .
علاوه بر این افتخار جنبش سبز و حامیان آن این است که مخالف هر گونه خشونت و رفتار های متعصبانه هستند حال اگر ما هم رفتاری به مانند مخالفانمان داشته باشیم دیگر چگونه می توانیم خود را داعیه دار صلح و منطق بدانیم؟
2- انقلاب چه عواقبی دارد؟ هزینه و انرژی زیاد ، امکان منجر شدن به یک شکل دیگری از دیکتاتوری ، عقب ماندگی بیشتر کشور و...
۳- آیا می توانیم دستاورد های گذشته را نادیده بگیریم ؟ در این چند سال دستاورد ها و تجارب زیادی در شیوه های سیاست گذاری و قانون گذاری و حکومت داری بدست آورده ایم و نادیده گرفتن این تجارب و دستاورد ها موجبات صرف هزینه های بیشتر جهت به دست آوردن تجارب جدید خواهد بود که خود عامل عقب ماندگی بیشتر است.
۳- وظیفه ما چیست ؟ ممکن است حکومت به سرکوب بیش از حد ادامه دهد و راه هر گونه اعتراض را ببندد و سعی در ایجاد شرایطی کند تا معترضان به حرکت های ساختارشکنانه دست بزنند تا راه را برای سرکوب کردن آنها هموار کند ولی آیا ما می توانیم کاری بکنیم ؟
آری با حرکتی بر پایه عقل و درایت . الف - باید از هر گونه شعار افراطی پرهیز کرده و هم چنان بر خواسته های اولیه و حداقلی خود تاکید داشته باشیم و مبنای شعار ها را بی کفایتی دولت و تخلفات و تقلبات انجام شده در انتخابات و سایر بخش ها قرار دهیم . بنابراین تاکید بیشتر من تامل و تعمق بیشتر بر روی شعار ها و پرهیز از هر گونه احساسات بیجا .
ب- سعی در جلوگیری از مداخله و تقابل به مثل با نیزو های سرکوبگر داشته و در مورد هر گونه حرکت خشونت زا که باعث آسیب زدن به جان و مال دیگران می شود به یکدیگر تذکر داده و از کسانی که به این حرکات دست می زنند تبری جوییم .
ج- علاوه بر این می بایست اطلاع رسانی عمومی در مورد مسائل مختلف داشته باشیم تا سطح فکری و فرهنگی جامعه را ارتقا داده و باعث ساماندهی و انسجام بیشتر حرکت اعتراضی جامعه شویم . می بایست یک راه و برنامه مشخص برای خود در نظر داشته باشیم و از همان اول سعی در رسیدن به هدف های بزرگ و نامعقول نداشته باشیم ، بر احساسات خود غلبه کنیم و سعی در افزایش ظرفیت خود داشته و در برابر سختی ها و فشار ها صبور باشیم .
باز هم تاکید می کنم غلبه بر احساسات و حرکت بر مبنای عقل و با تکیه بر تجارت گذشته نتیجه بخش خواهد بود و نه تهییج خود و دیگران و سعی در ایجاد حرکتی مبهم و بی هدف و نامعقول بر مبنای احساسات و گمانه زنی ها .

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر